تبليغاتX
دیده بانان

به یاد داری؟ آن زمانی که تازه با دنیای مجازی اشنا شده بودی؟ اولش گیج میزدی! نمیدانستی این اصطلاحات جدید ایدی و ایمیل و چت و وبکم و وبلاگ و .....چی چی هست؟ از معلم مدرسه تان شنیده بودی که همه جور استفاده ی علمی و فرهنگی و ورزشی و...میشه ازش کرد.

بهترین راه این بود که خود دست به کار میشدی. دلت رو زدی به دریا و شروع کردی. اگه خونه رایانه داشتی و فضا, یه مدم گرفتی وگرنه کافی نت رو هم به پاتوقای قبلیت اضافه کردی.

مشغول شدی, احداث ایدی و چت کردن و ازین سایت به اون سایت رفتن برایت خیلی جذاب بود و جالب. تا اینکه روزی بطور اتفاقی خوردی به سایتی که بعدا شنیدی میگن سایت های مستهجن و غیر اخلاقی. تو وقتی اون صحنه های کثیف و میدی تحریک میشدی و اگر غیر این بود بایستی به سلامتی خود شک میکردی!

روزهای اول اشناییت با این سایت ها خیلی اذیت شدی و میدونستی گناهه..! میدونستی که تو یک مسلمونی, یک شیعه یی و این مسایل در دین و مذهب تو صد در صد محکوم شده! بارها توبه کردی اما نمیشد. دیگه حالا به محض ورود به دنیای مجازی بی اختیار کشیده میشدی و بعدش چیزی نبود جز پشیمانی! ناراحت بودی و افسرده! نمیدونستی چه باید بکنی!؟ نه تنها تو که خیلی نوجوون ها و جوون های پاک و معصوم مثل تو بودن که بی هدف میومدن به اینترنت و بعد .....!

اصلا میدونی مدیران و گردانندگان اون سایت ها چه میخواستن؟ اونها نه انسان بلکه حیواناتی بودن که هدفی نداشتن جز فریب تو و امثال تو! میخواستن فریبت بدن! میفهمی؟ میخواستن از خدا و رسول (ص) و ائمه ی اطهار (ع) دورت کنن! میخواستن سر کلاس درس هم با اونها باشی! میخواستن برای همیشه از درس و بحث و رشد علمی ساقط شی! میخواستن همه فکر و ذهنت بشه شهوت و شهوت پرستی! میخواستن صبح تا شب تو خیابونا و کوچه ها ویلوونت کنن! میخواستن مدام در ایستگاه های اتوبوس الاف بذارنت! میخواستن چشمت انی در اختیار خودت نباشه! میخواستن قداست خانواده ات را  پیشت بشکنن! میخواستن مثل خودشان.......شوی! باور کن قصد جانت را کرده بودند و نمیخواستن از مهلکه جان سالم بدر ببری! عزیزم میخواستن نابودت کنن و برای همیشه بمیری ! و تو نمیخواستی و خدا هم نمیخواست که ناگهان به یاری خودش گرداب امد!

آری گرداب امد و این سایت ها و مدیران و گردانندگان و دست اندرکارانش را مثل خار و خسی درهم پیچید!.........و تو خوشحال شدی از امدن گرداب!

حالا اگر هم ناخواسته شیطان گولت میزد و دستت میرفت و یکی از او سایت ها را میاوردی حضور مقتدرانه ی گرداب را میدیدی.

خدات را شکر کردی که دیگر زمینه ی توبه شکستن کمتر و کمتر شده و راه به خدا رسیدن هموار.

حاکم شدن دوباره ی امنیت در دنیای مجازی برایت مسرت بخش بود. یاوران گرداب را دعا کردی. همان ها که به فکر سلامت تواند. سلامت روحی و فکری و جسمی تو و مشتاق به پیشرفت تو در همه ی امور.از دل ارزو کردی که همواره گرداب برقرار باشد و فرزندان تو, نسل های بعد تو نبینند انچه را که تو دیدی. اینجا که بود که روشنی نور را حس کردی و از رفتن ظلمت احساس ارامش.

انس دوباره ی تو را با تعمق در کتاب های دین و زندگی تبریک میگویم و میدانم که میدانی که خدایت تو را از مادرت بیشتر دوست دارد و خیلی خوشحال است ازین که دوباره برگشته ای.

حتما نظرات امثال خودت را هم در گرداب دیده ای؟ یکی گفته این باید ادامه پیدا کند! دیگری گفته ان یکی سایت را هم ببندید! دیگری گفته تشکرتشکر! دیگری گفته امام زمان (ع) یاورتان و تو گفتی.....................!

برگرفته از وبلاگ دل افکار

شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:30 توسط صادق
تگ ها: جامعه